X
تبلیغات
علمی - فارسی سوم دبستان
علمی

بسمه تعالی

        با سلام      راهنمای فارسي( بخوانيم) سوم دبستان جهت آشنایی همکاران محترم می باشد لطفاًاز نوشتن جواب سئوالات در کتاب جداًخودداری شود.    

 

فارسي سوم دبستان بخوانيم 

 

 درس اول                         ای نام تو بهترین سرآغاز

گوش كن و بگو :
1 – وقتي به آسمان نگاه مي كنيم، چه چيزهايي مي بينيم؟ماه ، ستاره ها، خورشيد و ابرها
2 – از قدرت و استعدادي كه داريم، چه استفاده هايي مي توانيم بكنيم؟مي توانيم كارهاي شايسته انجام دهيم، خوب فكر كنيم، درس بخوانيم و در زندگي پيشرفت كنيم
3 – چرا بايد قدر پدر، مادر، آموزگار و دوستان خود را بدانيم ؟زيرا آنان هميشه در كنار ما هستند و ما را ياري مي كنند و دوستمان مي دارند
درست ، نادرست
1 – در روزهاي ابري ستارگان را در آسمان مي بينيم . نادرست
2 – براي پيشرفت در زندگي بايد خوب فكر كنيم و خوب درس بخوانيم . درست
3 - «اياك نعبد و اياك نستعين» يعني :
خدايا تنها تو را مي پرستيم و از تو ياري مي خواهيم. درست
4 – ما فقط در نماز خدا را شكر مي كنيم. نادرست
واژه آموزي :
توجه كن :
كوه هاي مرتفع -> كوه هاي بلند
دشت هاي خرم -> دشت هاي سرسبز
درياهاي وسيع -> درياهاي گسترده
حالا بگو :
ستارگان روشن -> ستارگان درخشان (نوراني)
كارهاي شايسته -> كارهاي نيك
دوستان صميمي -> دوستانِ خوب
كتابِ مفيد -> كتابِ خوب
نكته :
1 – در درس خوانديم :
به آسمان نگاه مي كنيم .
حالا بگو :
‌(من) به آسمان نگاه مي كنم
(تو) به آسمان نگاه مي كني.
(ما) به آسمان نگاه مي كنيم.
(او) به آسمان نگاه مي كند.
(شما) به آسمان نگاه مي كنيد.
(آن ها ) به آسمان نگاه مي كنند.
بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هايي را كه در آن ها حرف (ه‍ - به‍ - به ه ) آمده است .
بهترين – نامه – نگاه – ماه – ستاره ها – ابرها – مهتاب – كوه هاي – درياها – دشت هاي – شگفت زده – همه – نعمت ها – بدهيم – آن ها – هرگز – بخشنده – راه
2 – كلمه هايي را كه در آن ها حرف ( بعب-بع ) آمده است.
نعمت – استعدادي

 

فصل اول – نهادها
درس دوم – لبخند نقاشي ها

 1 – چرا مادر گفت : اگر همه لبخند بزنيم دنيا گلستان مي شود؟ زيرا لبخند صورت ها را زيباتر مي كند و اخم و عصبانيت زيبايي را از صورت مي گيرد

 2 – خانه ي ما پر از لبخند است يعني : يعني در تمام نقاشيهايي كه به ديوار آويزان شده است، چهره هاي خندان و شاد خانواده ديده مي شود

 درست ، نادرست

1 – ما بعد از ناهار نقاشي كشيديم . نادرست
2 – اخم و عصبانيت زيبايي را از صورت ها مي گيرد. درست
3 – پدر گفت : لبخند صورت ها را زيباتر مي كند. نادرست  

 واژه آموزي :
به اين جمله ها توجه كن :

ما خدا را شكر مي كنيم. در چاي شكر مي ريزيم.  

  حالا اين كلمه ها را به چند شكل مي تواني بخواني ؟

كرم -> كِرم ، كَرَم – كِرْم
شش : شِش – شُش
سَم -> سُم
عالَم-> عالِم
دَم -> دُم  

 نكته :

در درس خوانديم :‌خانواده ي ما همراه مادربزرگ و پدربزرگ به گردش رفته بودند. حالا بگو :
من همراه مادر بزرگ و پدربزرگ به گردش رفته بودم.
تو همراه مادر بزرگ و پدربزرگ به گردش رفته بودي.
او همراه مادر بزرگ و پدربزرگ به گردش رفته بود.
ما همراه مادر بزرگ و پدربزرگ به گردش رفته بوديم.
شما همراه مادر بزرگ و پدربزرگ به گردش رفته بوديد.
آن ها همراه مادر بزرگ و پدربزرگ به گردش رفته بوديم .  

 بگرد و پيدا كن:

 1 – كلمه هايي كه شكل نوشتن آن ها مانند (حتماً ) است. واقعاً – اصلاً  

 2 – جمله اي كه لبخند نقاشي را نشان مي دهد. رضا گفت : فهميدم ، همه ، توي نقاشي ها لبخند مي زنيم.  

 

درس سوم

نماينده ي كلاس
گوش كن و بگو :

 1 – چرا امين اسم حسن را در فهرست بدها نوشت ؟ زيرا روز پيش حسن به او گفته بود كه هر كس بايد با ليوان خودش آب بخورد و ليوان آبش را به او نداده بود

2 – نظر مشترك بچه ها درباره صفات يك نماينده خوب چه بود؟ مرتب ، تميز، با حوصله و درس خوان

 3 – امين به بچه هاي كلاس چه قولي داد؟ قول داد كه از فردا نماينده ي خوبي براي كلاس باشد

 درست ، نادرست :

1 – امين اسم سعيد را در فهرست بدها نوشت چون روز قبل ليوانس را به او نداده بود. نادرست
2 – نمايند مسئول حفظ نظم در كلاس است اما در مدرسه هم بايد نظم را رعايت كند . نادرست
3 – وقتي كتاب خود را ورق مي زني بايد مواظب باشي برگ ها تا نخورند.
4 – كسي كه خجالت بكشد سرش را بالا مي گيرد. نادرست  

  واژه آموزي :
كلمه هاي زير را بخوان :

تشنه -> تشنگي               گرسنه -> گرسنگي
شايسته -> شايستگي          حالا بگو :
هميشه -> هميشگي
نماينده -> نمايندگي
بچه -> بچگي              زنده -> زندگي
همه -> همگي            راننده -> رانندگي  

 نكته : جمله زير را به چند شكل مي تواني بگويي

روز بعد امين زودتر از هميشه، خندان و خوش حال به مدرسه آمد.
امين روز بعد زودتر از هميشه، خندان، خوش حال به مدرسه آمد.
روز بعد امين، خندان و خوش حال ، زودتر از هميشه به مدرسه آمد.  

 بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هايي را كه همزه دارند. رأي ها – مسئول  

2 – كلمه هايي را كه حرف «ضب ض – ظ » دارند. انتظارش – نظرش – اعتراض – حفظ – نظم  

 3 – در كدام بخش درس، صفات يك نماينده ي شايسته آمده است ؟ در بخش سوم درس  

 

درس چهارم         بچه هاي كانون

 گوش كن و بگو :
1 – مريم براي چه كاري از مادرش اجازه گرفت ؟ اجازه گرفت كه عضو كتابخانه كانون شود

 2 – بچه ها در قسمت هاي مختلف كانون چه كارهايي انجام مي دادند؟ سفالگري ، آموزش نقاشي ، درست كردن روزنامه ديواري  

3 – درست ، نادرست

1 . كتاب دار كانون، بخش هاي مختلف كانون را به مريم و مادرش نشان داد. نادرست
2 . در كانون كلاس هاي شعر خواني ، داستان نويسي و خوش نويسي هم هست. درست
3. مريم با صداي بلند مشغول مطالعه شد. نادرست  

 واژه آموزي :

كتاب فروش -> كتاب -> كتاب خوان -> كتاب فروش -> كتابدار -> كتابخانه  

 حالا بگو :

كارخانه -> خانه -> خانه دار -> صاحب خانه -> داروخانه -> پستخانه  

 نكته :
به اين جمله خوب توجه كن :

«ديروز در جنگل چند تا پسر بچه ديدم كه با يك چوب بلند، لانه ي يك سينه سرخ را روي يك درخت خراب كردند و يكي از تخم هاي سينه سرخ شكست.
حالا به كلمات مشخص شده خوب نگاه كن. جاي آن ها را ياد بگير و در جاي آن ها را ياد بگيرد و در جاهاي خالي جمله هاي زير، هر جا لازم است يكي از آن ها را بگو.
در زمان هاي قديم، در يكي از جنگل هاي دور افتاده گنجشكي زنده مي كرد . يك روز او در لانه اش نشسته بود و با جوجه هايش بازي مي كرد. جوجه هاي او تازه از تخم درآمده بودند.  

  بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هايي را كه (كـ  - ك ) دارند. كرد – كه – تكليف هايت – كتابي – كانون – فكري – كتاب خانه – كارهايم – كتاب دار – يكي – همكارانش – كند – كاردستي – كلاس – كنند – كند – كوچك – اشكالي – عروسكي – تشكر – كمك – سكوت  

 2 – پنج كلمه از درس كه كلمه هاي مخالف داشته باشند.

دارد -> ندارد
سكوت -> شلوغي
كوچك -> بزرگ
نشستند -> ايستادند
خوش حال -> غمگين  

 

فصل دوم : بهداشت
درس پنجم : ما فقط يك كره زمين داريم

 گوش كن و بگو :
1 – چه چيزهايي باعث آلودگي شهر و بيماري مردم مي شود؟ ريختن اشغال و زباله در داخل خيابانها، جوي هاي آب و كوچه ها.  

 2 – در نوشته دوم و سوم چه فرقي بين هواي كوهستان و هواي شهر ديده مي شود؟ هواي كوهستان پاكيزه و لطيف است و هواي شهر بدليل دود خودروها و كارخانه ها، آلوده و كثيف است

  3 – چرا پاكيزگي كره زمين اهميت دارد؟ زيرا ما فقط يك كره زمين داريم و در آن زندگي مي كنيم پس بايد پاكيزه نگهداريم

  درست ،‌نادرست

1 – دانش آموزان براي گردش علمي به جنگل رفته بودند.      نادرست
2 – حيوانات ، اطراف لانه ي خود را تميز مي كنند.        درست
3 – پاكيزگي كره ي زمين اهميت دارد . چون ما فقط يك كره ي زمين داريم .       درست
4 – اگر از دستمال در هنگام عطسه كردن استفاده نكنيم ممكن است ديگران را بيمار كنيم.          درست  

 واژه آموزي :
به اين كلمه ها توجه كن :

با كمي دقت مي بينيم كه كلمه ي آموز در همه كلمات مشترك است. حالا بگو :
دانش آموز -> آموز -> آموزش -> آموزگار-> نوآموز->آموزنده->آموزشگاه ببين -> بين -> بينا -> بينايي -> بيننده -> بينش  

 نكته : در درس خوانديم :

هفته گذشته دانش آموزان به دامنه ي كوه رفته بودند. حالا بگو :

چند هفته بعد دانش آموزان به دامنه كوه خواهند رفت.
شايد چند هفته بعد دانش آموزان به دامنه كوه بروند.
شايد چند هفته پيش دانش آموزان به دامنه ي كوه رفته باشند.
هم اكنون دانش آموزان به دامنه ي كوه مي روند.
شايد هم اكنون دانش آموزان به دامنه ي كوه بروند.  

 بگرد و پيدا كن:
1 – كلمه هايي را كه در آنها يك حرف دو بار تكرار شده است: مثل انسان ها .

دانش آموزان،آموزگار، اطراف، كنند، مي بينند، يادداشت، بنويسند، آماده، خواندن، تمام، انسان، دارد، خيابان، مردم، ببينيد،ادامه، خودروها، كارخانه، نمي كردند، يادمان، نگه داشتن.  

 2 – در كدام قسمت نوشته به پونه هاي وحشي اشاره شده است؟ در بخش دوم  

 3- نشانه هاي (:  !) در كدام جمله هاي درس بكار رفته است؟

آموزگارگفت : علي خواند :
اي كاش خودروها و كارخانه ها حرف هاي ما را مي فهميدند و هواي كره زمين را آلوده نمي كردند!
آموزگار تشكر كرد و گفت :  

 

درس ششم :     حرف هاي يك نقاشي

گوش كن و بگو :
1 – چرا مورچه ها و سنجاقك ناراحت بودند؟ زيرا روز پيش بچه ها لانه مورچه ها را خراب كرده بودند و چند پسر بچه هم با چوب بلند بالاي سينه سرخ را خراب كردند و يكي از تخم هاي سينه سرخ شكست و سينه سرخ بيچاره خيلي گريه كرد

2 – چه كارهايي باعث خوش حالي درختان مي شود؟ آشغال ها را داخل كيسه هاي زباله ريخته شود. بچه ها به لانه ي مورچه ها و كندوي زنبور عسل كاري نداشته باشند. كسي كناره آتش روشن نكند و روي تنه درختان يادگاري ننويسند. و پدرها و مادرها خودروها و سيگار هواي جنگل را آلوده نكنند.  

درست ، نادرست

1- وقتي رضا نقاشي مي كشيد پائيز بودند.
2- حرف هايي را كه شنيده بود روي درخت نوشت . نادرست
3- سلامتي جنگل و درختان به سلامتي انسان ها كمك مي كند.  

 واژ آموزي :

جنگلبان يعني كسي كه از جنگل نگهداري مي كند.
باغبان يعني كسي كه از باغ نگهداري مي كند.  

 حالا بگو :

مرزبان يعني كسي كه از مرزها دفاع مي كند.
دروازه بان يعني يعني كسي كه از دروازه دفاع مي كند.  

 نكته :

در اين جملات هر جا كه لازم است، را اضافه كن و جمله را بخوان :
رضا مي خواست دفتر نقاشي را ببندد.
اين جا ديگرجاي زندگي كردن نيست.
رضا اطرافش را نگاه كرد.
رضا دفتر نقاشي اش، را دوباره باز كرد
سينه سرخ بيچاره خيلي گريه كرد.
مورچه كوچولو گفت : داشتي من را له مي كردي.
من نمي خواستم شما را ناراحت كنم.  

 بگرد و پيدا كن :
1 – آخرين جمله اي را كه سنجاقك به رضا گفته است. سنجاقك گفت . به دوستانت بگو وقتي به جنگل مي آيند آشغال ها را داخل كيسه ي زباله بريزند. به لانه پرندگان و لانه ي مورچه ها و كندوي زنبورهاي عسل كاري نداشته باشند.  

2 – از كدام جمله درس مي فهميم كه مورچه از زندگي در جنگل ناراحت بود؟ مورچه گفت :‌من و دوستانم مي خواهيم از اين جنگل برويم.  

 

فصل سوم : اخلاق فردي و اجتماعي
درس هفتم : خود را دست كم نگيريم

گوش كن و بگو :
1 – حلزون از كجا فهميد كه تواناست ؟ وقتي كه توانست خود را به گل محمدي بلند برساند و آرام آرام از ميان چند شاخه اي كوچك عبور كرد و خود را به بلندترين شاخه ي آن رساند. او فهميد با اين كه نمي تواند بدود، اما مي تواند از روي همه چيز، حتي چيزهاي نازك و ظريف هم بالا برود.  

2 – آرزوي حلزون با آرزوي خرگوش چه فرقي داشت؟ خرگوش ، دلم مي خواست كه از بلنديها بالا برود و همه چيز را تماشا كند اما حلزون دلش مي خواست سريع و تند بدود و خود را به همه جا برساند.  

3 – خود را دست كم نگيريم يعني چه ؟ يعني توانائيهاي خود را بشناسيم و از آنها استفاده كرده و پيشرفت كنيم

  درست ،نادرست

1 – خرگوش مغرور بود. درست
2 – حلزون همراه خرگوش تا پاي درخت گردو دويد. نادرست
3 – اگر از توانايي هاي خود ، خوب استفاده كنيم خود را دست كم نگرفته ايم. درست  

 واژه آموزي :

تابيدن، تابش، تابناك، تابان، مهتاب، تابيده، شب تاب رفتن ، روش ، رفتار، رفتني ، آمد و رفت  

حالا بگو :

ديدن : ببين ، ديدار ، بينش ، بين ، بينا، ديدني
پريدن :‌ پرش، بِپَر، پرواز، پراندن  

  نكته :‌
به جمله هاي زير دقت كن :

آفتاب تابيده بود. آفتاب قشنگ پائيزي تابيده بود.
به آسمان نگاه كرد. حلزون به آسمان آبي روشن نگاه كرد.
چند پرنده كوچك زيباي جنگلي با هم مشغول بازي بودند.
خرگوش سفيدي از لاي سبزه هاي بلند نرم بيرون پريد. 

حالا سعي كن به هر يك از واژه هاي مشخص شده، يك يا دو كلمه ي ديگر اضافه كني.

خرگوش مي خواست دوستي داشته باشد. حلزون با ديدن خرگوش گفت : «مي آيي با هم بازي كنيم ؟» خرگوش گفت :‌ «البته من هم مي خواستم با يك نفر بازي كنم» حلزون به درخت نگاه كرد.
خرگوش مهربان و بازيگوش
حلزونِ كوچك
درختِ سبز و زيبا  

 بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هايي را كه «ز» و «ظ» دارند.

از – سبزه ها – بازي – حلزون – زرنگي - زد – زيبا – چيز- گذشت – ظريف  

 2 – جمله هايي را كه نشانه ي «؟» و «!» دارند.

كاش دوستي داشتم كه با او بازي مي كردم !
« به به چه بوي خوبي !»
كجايي حلزون ؟
مي آيي با هم بازي كنيم ؟
خوش به حالت چه جاي خوبي رفتي !
كاش پاهاي بلندي داشتم و تا پاي درخت گردو مي دويدم!  

 

درس هشتم : ‌فداكاران

 گوش كن و بگو :
1 – شهيد محمد حسين فهميده چه كرد؟ او نارنجك به كمر بست و در زير زنجيرهاي تانك دشمن جان خود را فدا كرد تا از پيشروي آنان به سوي خاك ايران جلوگيري كند.  

2 – ريزعلي خواجوي چه كرد؟ در غروب يك روز سرد پائيزي، وقتي به خانه بر مي گشت متوجه شد كه در اثر ريزش كوه راه آهن مسدود شده است. در اين هنگام قطار مي آمد و صداي سكوت آن در كوه مي پيچيد. ريزعلي پيراهنش را به چوب دستي خود آويخت . نفت فانوس خود را بر آن ريخت و آتش زد. راننده ي قطار با ديدن آتش، ايستاد و جان مسافران قطار از مرگ حتمي نجات يافت.  

 3 – چرا معلم فداكار خود را به خطر انداخت ؟ تا بتواند دانش آموزان را از خطر آتش سوزي نجات دهد  

 4– به چه كارهايي فداكاري مي گويند؟ به كارهايي كه كمك مي كند تا ديگران از خطر محفوظ بمانند و يا مرز و بوم يك كشوراز دست دشمنان حفظ گردد، فداكاري گفته مي شود. كارهايي كه همراه با شجاعت ، ايثار و از خودگذشتن باشد.  

  درست و نادرست

1 – انسان هاي فداكار فقط درشهر زندگي مي كنند. نادرست
2 – زندگي انسان هاي فداكار سرمشق و چراغ راه ماست. درست
3 – فقط كسي كه ديگران را از مرگ نجات دهد، فداكار است. نادرست  

 واژه آموزي :

وقتي مي گوئيم فداكاري، كلمه هاي ديگري مانند شجاعت، از خود گذشتن و جانبازي به يادمان مي آيد.
وقتي مي گوئي دهقان كلمه هاي ديگري مانند مزرعه : آب ، كشت ، بذر به يادمان مي آيد.  

حالا شما بگوئيد با ديدن كلمه هاي زير چه چيزهايي به يادتان مي آيد؟

راه آهن : قطار، ريل، سوزن بان، ايستگاه ، راننده قطار
روستا : هواي پاك ، شيرو نان تازه ، مرغ و خروس ، مزرعه ، روستايي ، صميميت
معلم : كلاس ، كتاب درسي، مدرسه ، تخته سياه، گچ ، مهرباني ، خستگي ناپذيري  

 نكته :

به جمله ي زير توجه كن :
در كشور بزرگ ما .... مردان و زنان و حتي كودكان و نوجوانان فداكار فراوانند. اگر در جاي خالي كلمه «ايران» را قرار دهيم. توضيح بيشتري درباره ي كشورمان داده ايم. به اين سه جمله هم توجه كن.
شهيد محمد حسين فهميده ، نوجوان فداكار، در زير تانك دشمن جان خود را نجات كرد.
ريز علي خواجوي، دهقان آذربايجاني، جان مسافران قطار را نجات داد.
حسن اميدزاده ، معلم گيلاني، خود را به خطر انداخت.
توهم جاهاي خالي اين جمله را همان طور كه ياد گرفتي، كامل كن.
هميشه براي خواهر كوچكم مريم داستان مي گويم.
من زادگاه خود، ايران را دوست دارم .  

 بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هايي را كه « عـ ـعـ ـع ع » دارند. هم نوعان – ريزعلي – معلم – واقعه ي – شعله هاي  

 – كلمه هايي را كه تشديد دارند. محمّد – متوجّه – معلّم  

3 – همه ي جمله هاي را كه درآن ها كلمه ي «فداكاري» آمده است. به عهده دانش آموز  

 

درس نهم : فكر روشن

  گوش كن و بگو :
1 – چرا توماس به زير زمين خانه مي رفت ؟ تا با وسايلش سر خود را گرم كند و آزمايش هايش را انجام دهد

 – راه حل جالب او براي جراحي مادرش چه بود؟ او هر چه شمع داشت پيدا كرد و بعد به سراغ آيينه بزرگ خانه رفت و كشان كشان آينه را به اتاق پيش مادر آورد و با كمك پزشك آينه را روي ميز گذاشت و آنها را روشن كرد و اتاق غرق در روشنايي شد.

 3 – اگر به جاي توماس اديسون بودي، چه مي كردي؟ به عهده دانش آموز  

 درست ، نادرست

1- آن شب،وقتي توماس به خانه برگشت، چراغ هاي برق خاموش بود. نادرست
2 – پزشك پس از معاينه ي مادر اديسون گفت : «شما به عمل جراحي فوري احتياج داريد» درست
3 – اگر شمع هايي را مقابل آيينه بگذاريم، روشني آن ها دو چندان مي شود. درست
4- از اين كه سالم هستيم، خدا را شكرمي كنيم. درست  

 واژه آموزي :

دانشمند يعني : كسي كه دانش دارد.
هنرمند يعني :‌كسي كه هنر دارد.
زورمند يعني : كسي كه زور دارد.
قدرتمند يعني : كسي كه قدرت دارد.
به كسي كه نياز داشته باشد، نيازمند مي گويند.  

 حالا بگو :

وارد خانه كه مي شوم، به مادرم سلام مي كردم.
دوستان من هم وارد خانه كه مي شدند، به مادرشان سلام مي كردند.
وارد خانه كه شدم، به مادرم سلام كردم.
دوستان من هم وارد خانه كه بشوند، به مادرشان سلام مي كنند.
وارد خانه كه بشوم، به مادرم سلام مي كنم.
آيا تو هم وارد خانه كه مي شوي، به مادرت سلام مي كني  

 بگرد و پيدا كن:
1- راه حلي كه اديسون پيدا كرد. تعداد زيادي شمع جمع كرده و آنها را روشن نمود و در مقابل آئينه بزرگي بر روي ميز قرار داد و اتاق را كاملاً روشن كرد.  

2 – آخرين حرفي كه پزشك به اديسون گفت : آفرين پسرم، تو خيلي باهوشي.  

 

درس دهم : اتوبوس

 گوش كن و بگو :
1 - چرا اميرو علي آن روز با اتوبوس به خانه برگشتند؟ زيرا هوا خيلي سرد بود و احتمال داشت بچه ها سرما بخورند

 2 – علي از اين كه جاي خود را به پيرمرد نداده بود چه احساسي داشت ؟ او با خودش فكر مي كرد كه چرا زودتر بلند نشده تا او جايش بنشيند

 3 – اسم كاري كه امير انجام داده بود چيست؟ احترام به بزرگترها مخصوصاً پيرها  

 درست ، نادرست

1 – گاهي كوچكترها كارهايي مي كنند كه بزرگترها بايد از آن درس بگيرند. درست
2 – هميشه تصميم هاي خوب را بزرگترها مي گيرند. نادرست
3 – بايد به بزرگترها و مخصوصاً پيرها احترام بگذاريم درست.  

 واژه آموزي :
به اين جمله ها توجه كنيد:

ما جشن دهه ي فجر را برگزار مي كنيم.
نماز را در مسجد برگزار مي كنيم.
از كسي كه كارهاي خوب انجام دهد سپاسگزاري مي كنيم.
برگزار كردن يعني انجام دادن و به جا اوردنف پس نمازگذار يعني، كسي كه نماز را به جا مي آورد.
حالا بگو:
شكرگزار يعني : كسي كه شكر خداوند را بجا مي آورد.  

  نكته :
به جمله هاي زير كه از اين درس و درس هاي قبلي انتخاب شده اند، دقت كن.

باران ــــــ نم نم مي باريد.
آن هاـــــ به طرف صندلي رفتند.
هوا ـــــ خيلي سرد است.
عدّه ي زيادي ـــــ در اتوبوس بودند.  

 همانطور كه مي بيني، هر جمله را مي توانيم به دو قسمت تقسيم كنيم. حالا جمله هاي زير را به همان شكل تقسيم كن.

علي دو بليت اتوبوس از كيف خود درآورد. علي -> دو بليت اتوبوس از كيف خود درآورد. اتوبوس حركت كرد. -> اتوبوس -> حركت كرد. بچه ها از راه رسيدند. بچه ها -> از راه رسيدند.  

  بگرد و پيدا كن :
 – جمله هايي كه احساس خوش حالي نشان مي دهند. ناگهان امير برخاست و لبخند زنان به پيرمرد گفت : آقا بفرما بنشينيد.
پيرمرد با خوش رويي گفت : نه پسرم خودت بنشين.  

 

فصل چهارم : دانش و دانشمندان
درس يازدهم : پرواز

 گوش كن و بگو :
1 – در قديم مردم با چه وسايلي سفر مي كردند؟ با شتر، اسب و يا پاي پياده  

2 – چرا امروز مسافرت سريع آسان شده است؟ زيرا انسانها توانسته اند با پيشرفت هاي علمي، كشتي هاي گوناگون، غول پيكر و قطارهاي باربري و ساير وسايل نقليه را بسازند و انسانها مي توانند درزمين، هوا و دريا از وسايلي استفاده كنند كه با آرامش، قدرت و سرعت زياد آنها را جابه جا كند.  

3 – چه فرقي بين وسايل مسافرت قديم و جديد وجود دارد؟با وجود وسايل سفر در قديم، امكان مسافرت و نقل و انتقال راحت و بي خطر به نقاط مختلف وجود نداشت و سفر مدتهاي زيادي طول مي كشيد. اما با وسايل جديد همه سفرها با اطمينان و آرامش خيال و با سرعت زياد صورت مي گيرد

 درست و نادرست:

1 – به راننده هواپيما و قطار خلبان مي گويند . نادرست
2 – براي مسافرت با هواپيما، قطار و كشتي بايد بليت تهيه كنيم. درست
3 – ما فقط قطار مسافربري داريم. نادرست
4 – شتر بهتر از اسب مي تواند در بيابان سفر كند. درست  

 واژه آموزي :

وقتي مي گوئيم قطار به ياد واگن، ايستگاه، لوكوموتيو و دريل مي افتيم.
وقتي مي گوئيم هواپيما به ياد فرودگاه، باند، خلبان، پرواز و ... مي افتيم.
حالا بگو با شنيدن كلمه هاي زير به ياد چه چيزهايي مي افتي ؟
اتوبوس : وقتي مي گوئيم اتوبوس به ياد راننده، ايستگاه ، خيابان ، مسافر، بليت اتوبوس مي افتيم.
كشتي : دريا ،‌ملوان، ناخدا، بادبان، اسكله، طوفان، بندر  

  نكته :

در پايان هر جمله ، يك كلمه با خط مشخص شده است. به اين كلمه فعل مي گويند.
كنار پنجره هواپيما بنشينيد. ديدن منظره ي كوههاي برف گرفته، بسيار تماشايي و دلپذير خواهد بود.
روزگاري انسان با پاي پياده به مسافرت مي رفت.
ما فقط يك كره زمين داريم.
حالا براي هر يك از جمله هاي زير يك فعل مناسب انتخاب كن.
بعد از گذشت چند روز ، دانش آموزان گزارش هاي خود را به كلاس ارائه كردند.
سعيد نماينده ي گروه اول گزارش گروه را خواند.  

 بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هايي را كه ( ض – ذ – ظ – ز) دارند.

روزي – سرسبز – از – پرواز – آرزوي – ديرباز – روزگاري – روز – امروزه – زمين – زياد – فرزندتان - منظره ي دلپذير – لذت بخش – فضاي – فضا نوردان  

 2 – جمله هايي را كه در آن ها نام وسايل سفر هست.

اگر روزي سوار هواپيما شويد و كنار پنجره هواپيما بنشينيد.
عبور هواپيما از ميان ابرها يا از بالاي آن بسيار لذت بخش است.
با پيشرفت هاي علمي، كشتي هاي غول پيكر، قطارهاي باربري و ماشين هاي گوناگون ساخته شد.
نخستين هواپيما را هم دو برادر به نام ويلبر رايت و ارويل ساختند و با آن پرواز كردند.  

 

درس دوازدهم ، سلام آقاي بل

 گوش كن و بگو :
1 – از تلفن چه استفاده هايي مي كنيم؟ براي احوالپرسي از ديگران، براي رفتن به مسافرت و آگاهي از ساعت حركت قطار، به جاي پيمودن مسيرهاي طولاني مي توانيم با كمك تلفن از حال يكديگر با خبر شويم.  

 2 – از شماره تلفن 118 چه استفاده اي مي كنيم؟ براي پيدا كردن شماره تلفن يا آدرس يك مكان خاص از اين شماره استفاده مي كنيم.  

3 – چرا نبايد با تلفن زياد صحبت كنيم؟ زيرا شايد كسي پشت خط باشد و كار لازمي داشته باشد.  

  درست ، نادرست

1- ما بايد در حفظ و نگهداري اموال عمومي مانند تلفن و اتوبوس بكوشيم. درست
2 – تلفني كه آقاي بل اختراع كرد. مثل تلفن هاي امروزي بود. نادرست
3 – براي تلفن زدن به هر شهر، بايد كد تلفن آن شهر را بدانيم. درست  

 واژه آموزي :

براي شمارش هر چيز، كلمه مخصوص آن را بكار مي بريم. مثلاً وقتي مي گوئيم سه دستگاه تلفن، يعني سه عدد تلفن وقتي مي گوئيم چهار تخته فرش يعني چهار عدد فرش.
حالا بگو اين كلمه ها را براي شمارش چه چيزهايي بكار مي برند.
فروند -> هواپيما
جلد -> كتاب
جفت -> جوراب، دستكش
دست -> كت و شلوار ، لباس  

 نكته :
حالا بگو :‌

داشتم مي گفتم.
داشتي مي گفتي .
داشت مي گفت.
داشتيم مي گفتيم.
داشتيد مي گفتيد.
داشتند مي گفتند.
دارم مي گويم.
داري مي گويي
دارد مي گويد. داريم مي گوئيم. داريد مي گوئيد.
دارند مي گويند.
 

 بگرد و پيدا كن :
1 – اختراعاتي كه در درس آمده است . اختراع تلفن – برق  

  2 – كلمه اي را كه در آخر هر بند آمده است. مي كنيم، مي زنيم، بپرسيم، كسي است، مي كنند، بگوئيد، اختراع كرده ايد. تلف شود. از او بپرسيم. صحبت كنيم. داشته باشد. دفترهايشان بنويسند.  

3 – جمله هايي را كه سؤالي هستند. چه كسي مي داند كه از تلفن چه استفاده هايي مي كنيم؟
آيا دوست داريد بدانيد مخترع تلفن چه كسي است ؟  

 

فصل پنجم :‌مسائل ديني
درس سيزدهم : بهترين خاطره

 گوش كن و بگو :
1 – يك خاطره خوب چگونه بايد باشد؟ يك خاطره خوب بايد زيبا و با دقت باشد و هم خود شخص نويسنده و هم ديگران از خواندن و شنيدن آن لذت ببرند

 2 – آيا همه خاطرات شيرين در بهار اتفاق مي افتد؟ خير در تمام طول سال مي تواند اتفاقات و خاطرات شيرين رخ دهد

 درست و نادرست

1 – همه خاطرات شيرين هستند. نادرست
2 – فقط ديدن چيزهاي عجيب و غريب مي تواند خاطره بسازد. نادرست
3 – اگر به همه موجودات نگاه كنيم قدرت خدا را مي بينيم. درست  

  واژه آموزي :
به اين كلمه ها توجه كن :

اطلاع -> اطلاعات
خاطره -> خاطرات
موجود-> موجودات
تعطيل -> تعطيلات
سال گذشته خوانديم كه درخت ها و درختان يعني چند درخت. ميوه ها يعني چند ميوه، وقتي مي گوئيم خاطرات يعني چند خاطره، حالا كلمه هاي زير را با «ات» يا «ها» يا «ان» جمع ببيند.
خانه -> خانه ها
مادر -> مادران
اتاق -> اتاق ها       تعمير -> تعميرات
حيوان -> حيوانات
كلمه -> كلمات  

 

 نكته :

هدي كوچولو با وجود اينكه از همه شما كوچكتر است اما زيباترين گل را دارد كه گل راست گويي است.
حالا بخوان :‌هدي كوچولو با وجود اينكه كوچك است اما گل زيبايي دارد كه گل راست گويي است.
هدي كوچولو با وجود اين كه از همه شما كوچك تر است اما گل زيباتري دارد كه گل راست گويي است.
هدي كوچولو با وجود اين كه كوچك ترين شماست اما زيباترين گل را دارد كه گل راست گويي است.  

 حالا مانند نمونه ها بگو :

كوچك ــــ كوچك تر ــــ كوچك ترين
زيبا ــــ زيباتر ــــ زيباترين
بلند ــــ بلندتر ــــ بلندترين
كوتاه ــــ كوتاه تر ــــ كوتاه ترين  

 بگرد و پيدا كن :
1 – آفريده هاي خدا را كه نام آن ها در اين درس آمده است. شاخه هاي خشكيده درختان، جوانه هاي سبز خوش رنگ، شكوفه هاي سفيد و زيبا – برگ هاي خشك – كوه – رودخانه  

 

درس چهاردهم :‌ امام و پروانه ها
گوش كن و بگو :

 1 – به نظر حضرت علي (ع) بهترين مردم روي زمين چه كساني هستند؟ فرزندان شهدا، فرزنداني كه در راه خدا و براي آشتياني از رسول شهيد شدند

 2 – چرا در اين درس گفته شده است كه بچه ها مثل پروانه ها در سايه نخل ها بدنبال هم مي دويدند؟ چون مانند پروانه ها، سبكبال و خوشحال به جست و خير و بازي مي پرداختند

3 – اطراف كوزه هاي عسل غلغله شده بود، يعني چه ؟ يعني پر شده بود از بچه هايي كه دور كوزه هاي عسل جمع شده بودند تا از دست اميرالمؤمنين عسل بخورند

 درست و نادرست

1 – حضرت علي (ع) امام اول شيعيان است. درست
2 – شهيدان بهترين انسانها هستند. درست
3 – در بيت المال فقط پول ها را نگهداري مي كردند. نادرست  

 واژه آموزي :

نخلستان يعني جايي كه درخت نخل دارد، گلستان يعني جايي كه گل دارد.
حالا بگو كوهستان يعني جايي كه كوه دارد.
بيمارستان يعني جايي كه بيمار دارد.
هنرستان يعني جايي كه هنري آموزش داده مي شود.  

  نكته :
در جاهاي خالي يكي از سه كلمه هاي زير را بنويس.
بلند – بلندتر – بلندترين

قد علي بلند است.
قد علي از همه بلندتر است.
علي بلندترين شاگرد كلاس است.
اين سرو بلندترين درخت باغ است.
اين سرو از درخت هاي ديگر بلندتر است. اين سرو خيلي بلند است.

 در جاهاي خالي يكي از سه كلمه را بنويس : زيبا – زيباتر – زيباترين

لبخند صورت ها را زيباتر مي كند.
درخت ها هر روز از روز پيش زيباتر مي شوند.
مريم زيباترين گل ها را براي آموزگارش آورده بود.  

 بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هايي را كه جمع هستند مانند : پروانه ها

بچه ها – نخل ها – باربرها - كوزه ها – صورت شان – عسل ها – آن ها – چشمان  

2 – كلمه هاي تازه اي كه در هر بند آمده است. نخلستان – پروانه ها – سختي – بقيه – سكوت – حضرت – كوزه هاي – بيت المال – سهم – طولاني – منتظر – اميرالمؤمنين – تيز- گذاشت – صورت شان – غلغله – باربرها – محبت – پيشاني  

 

 

 

درس پانزدهم  : روز زيباي زندگي

گوش كن و بگو :
1 – به نظر نيكو در مراسم صبح چه كساني مثل فرشته ها شده بودند؟ خودش و هم كلاسي هايش با آن چادرهاي سفيد و گل هاي قشنگي كه به سرشان زده بودند. مثل فرشته ها شده بودند.  

2 – چرا مادر نيكو را به كنار گهواره برد؟ به او يادآوري كند كه نيكو نيز روزي مثل سپهر كودك كوچكي بوده است، مثل فرشته ها پاك و زيبا . اما نيكو حالا نُه سال داشت. و مي توانست خيلي كارها را انجام دهد. پس مادر به او گفت كه سپهر هم روزي بزرگ مي شود و براي او جسن تكليف مي گيرند.  

 3 – وقتي به سن تكليف مي رسيم، غير از نمازخواندن ، چه كارهاي خوب ديگري انجام مي دهيم ؟ به ياد مي آوريم كه در زندگي وظايفي داريم و هر چه بزرگتر بشويم اين وظايف نيز مهمتر و سنگين تر مي شود.  

 درست و نادرست

1 – نيكو خواب مي ديد كه ستاره ها پشت سر ماه نماز مي خواندند. نادرست
2 – زندگي سفر به سمت خوبي ها و پاكي هاست. درست
3 – براي دختران و پسران در نُه سالگي جشن تكليف مي گيرند. نادرست  

واژه آموزي :

پيراهنم يعني : پيراهن من
پيراهن مان يعني : پيراهن ما
پيراهنت يعني : پيراهن تو پيراهن تان يعني : پيراهن شما.
پيراهنش يعني : پيراهن او
پيراهن شان يعني : پيراهن آن ها  

 حالا تو بگو : مدرسه ام يعني مدرسه من

مدرسه مان يعني : مدرسه ما
مدرسه مان يعني : مدرسه ما
مدرسه ات يعني : مدرسه تو
مدرسه تان يعني : مدرسه شما
مدرسه اش يعني : مدرسه او
مدرسه شان يعني : مدرسه ايشان  

نكته :
از اين جمله ها را شنيده اي ؟
سالي كه نكوست از بهارش پيداست.
آشپزخانه كه دو تا شد، آش يا شور مي شود يا بي نمك

آيا معني جمله ها را مي داني ؟ وقتي كسي كار خوبي را شروع كند معلوم است كه پايان خوبي هم دارد. در اين وقت مي گويند سالي كه نكوست از بهارش پيداست . وقتي دو يا چند نفر بدون هماهنگي و يا هم فكري هم كاري را انجام مي دهند آن كار خوب انجام نمي شود. در اين موقع مي گويند آشپز كه دو تا شد، آش يا شور مي شود يا بي نمك، به اين جمله ها ضرب المثل مي گويند.  

 بگرد و پيدا كن : 1 – كلمه هاي تازه اي كه در درس خوانده اي .

ستاره ها ، نور زيبايي ، هم كلاسي هايش، فرشته ها، تكليف ، آغوش، عجيبي ، گهواره، تولد، شبيه ، مسافريم ، وظايفي، عهده ، لب هايش  

2 – جمله هايي را كه علامت (!) دارند. نيكو گفت ، نمي دانم !  

3 – قسمتي از درس را كه درباره ي سفر به سمت خداست.

مادر گفت : ميداني زندگي مثل يك سفر است. همه ما مسافرين بايد به سمت خوبي ها و پاكي ها سفر كنيم كي از كارهاي خوب نماز خواندن است. همه ي ما وقتي به سن تكليف مي رسيم سفر خود را شروع مي كنيم. تو هر روز پنج بار نماز خواني و پنج بار به خاطر مي آوري كه در حال سفر به سوي خدا هستي. به ياد مي آوري در زندگي وظايفي داري. تو بزرگ شده اي و بزرگ تر هم مي شوي. باز هم وظايف تازه اي در زندگي به عهده مي گيري.  

 

فصل ششم                                 درس شانزدهم:  اي ايران ، از وطن من

 گوش كن و بگو :
1 – چه چيزهاي ديدني و زيبايي در ايران ما وجود دارد؟ جنگل هاي سرسبز شمال، آب هاي نيلگون خليج فارس ، كوه هاي بلند و برف گرفته ي دماوند و الوند – كويرهاي وسيع و پهناور ، شاليزارها، كشتزارها، نخلستان ها ، گنبد طلايي اما هشتم در مشهد، چهل ستون در اصفهان و تخت جمشيد در شيراز.  

 2 – مردم ايران چگونه مردمي هستند؟ خوب و آزاده، سخت كوش و مهربان  

 3 – كدام شاعران و نويسندگان بزرگ در ايران پرورش يافته اند؟ فردوسي ، سعدي، حافظ، مولوي  

4 – چرا بايد وطن خود را دوست داشته باشيم ؟ زيرا وطن جايي است كه در آن متولد شده و رشد كرده و تربيت يافته ايم. وطن ما سرمايه ما است و تنها در صورت دوست داشتن آن مي توانيم از دست دشمنان حفظ كنيم.  

 درست ، نادرست

1 – در همه جاي ايران كوه وجود دارد؟ نادرست
2 – فقط در جنوب ايران دريا هست ؟ نادرست
3 – اگر خوب درس بخوانيم . مي توانيم در آينده ايراني آزاد و آباد داشته باشيم.درست  

 واژه آموزي :

بعضي از كلمات مي توانند چند معني داشته باشند. مانند كلمه دل در مثال هاي زير :
شكارچي در جست و جوي شكاري بود كه به غاري در دل كوه رسيد. آيا كوه دل دارد ؟ دل كوه يعني چه ؟ وقتي مي گوئيم دلم سبب مي خواهد، منظورمان از «دلم مي خواهد» چيست؟ پس دل چند معني دارد هم قسمتي از بدن است و هم به معني داخلي يك چيز است و هم معني هاي ديگري دارد.  

 حالا بگو :

دلم مي خواهد يعني ميل دارم، دوست دارم
از دل كسي خبرداشتن يعني از آنچه كه در درون او مي گذرد اطلاع داشتن.  

 نكته :

وقتي مي گوئيم زبان كودكان يعني : حرف زدن مخصوص كودك
وقتي مي گوئيم لباس مردانه يعني : لباس مخصوص مردها
حالا بگو : دبستان دخترانه يعني دبستان مخصوص دختران
آموزشگاه پسرانه يعني : آموزشگاه مخصوص پسران
محبت مادرانه يعني : يعني محبتي كه مخصوص مادران است.  

 بگرد و پيدا كن:
1 – نام بزرگاني را كه در درس آمده است؟ سعدي، حافظ ، فردوسي، مولوي، ابوعلي سينا، محمد زكرياي رازي ، ابوريحان بيروني، دكتر حسابي، آرش كمانگير،رستم و تختي.  

2 – نام جاهاي سياحتي و زيارتي كه در درس مي بيني . گنبد طلايي امام هشتم در مشهد، چهل ستون در اصفهان، تخت جمشيد در شيراز، جنگل هاي سبز شمال، آب هاي نيلگون خليج فارس ، كوه هاي بلند دماوند و الوند.  

 

فصل هفتم ، طبيعت       درس هجدم :      كوه نوردي

 گوش كن و بگو :
1 – كوه و تپه را با هم مقايسه كن. كوه ها ارتفاعاتي هستند كه از تپه ها بسيار بالاترند. بايد از تپه ها بگذريم تا به كوهها برسيم. در كنار تپه ها معمولاً رودها جاري هستند. كه از كوهها سرچشمه مي گيرند، قله بالاترين جاي كوه است

 2 – براي كوهنوردي به چه وسايلي نياز داريم ؟ كفش مخصوص كوه ، لباس گرم، مقداري طناب، جعبه ي كمك هاي اوليه ، تبر، يخ شكن، كپسول اكسيژن، نقشه ، راه نما، آب ، غذا، چادرهاي سبك  

3 – چرا دركوه نوردان تعاون و همكاري لازم است؟ در غير اين صورت ممكن است خطرات زيادي اتفاق بيفتد و هر كس بدون هماهنگي و همكاري با ديگران كارهاي غيرضروري و يا حتي خطرناك انجام دهد. پس بايد همه با هم همكاري داشته باشند تا كسي در راه نماند و دچار صدمه نشود.  

 درست و نادرست

1 – براي رسيدن به كوه از تپه ها مي گذريم. درست
2 – در كوه فقط كوهنوردي مي كنيم. نادرست
3 – هميشه در قله ي كوه،‌هوا سرد است. درست
4 – فقط در كوهنوردي بايد تعاون و همكاري داشته باشيم. نادرست  

 واژه آموزي :

گلزار يعني : جايي كه گل هاي فراوان دارد.
لاله زار يعني : جايي كه لاله هاي فراوان دارد.
حالا بگو : كشتزار يعني : جايي كه محصولات كشاورزي در آن كشت مي شود.
نمكزار يعني جايي كه نمك فراوان دارد.
شنزار يعني جايي كه شن هاي فراوان دارد.

 حالا تو هم چند نمونه ديگر بگو :

علفزاريعني جايي كه علف فراوان دارد.
سبزه زار يعني جايي كه سبزه فراوان دارد.  

 نكته :

يادداشت برداري : يعني نوشتن چيزهايي كه مي شنويم يا مي بينيم و يا مي خوانيم. وقتي به مسافرت يا گردش علمي مي رويد، خوب است دفتر يادداشت همراه داشته باشيد و ديده ها، شنيده ها يا چيزهايي را كه به فكرتان رسيده است در آن يادداشت كنيد. شما با منظم كردن اين يادداشت ها مي توانيد نوشته، گزارش يا خاطرات خود را بنويسيد.  

 بگرد و پيدا كن :
1 – جمله هايي را كه در آن ها نام وسايل كوه نوردي آمده است. كفش مخصوص كوه، لباس گرم، مقداري طناب، جعبه ي كمك هاي اوليه، تبر، يخ شكن ، كپسول اكسيژن ، نقشه راه نما، آب، غذا، چادرهاي سبك  

 2 – كلمه هايي را كه براي اولين بار در درس خوانده اي . قول – اصلاً – طناب – تبر – اكسيژن – راه نما – تپه ها – معمولاً – بالاي قله – زيبايي منظره – لذت – تعاون – درياچه اي  

3 – پنج كلمه كه بيش از يك جزء دارند مانند يخ شكن ، زيباتر ، كشتزار

كوه نوردي ، راه نما، لذت بخش، دور دست ها، هم كاري  

 

درس نوزدهم :‌اگر جنگل نباشد

 گوش كن و بگو :
1 – چرا گاهي نور خورشيد به سطح جنگل نمي رسد ؟ بدليل وجود درختان بلند، تناور و انبوه شاخه ها و برگ هاي فراوان

 2 – از جنگل چه استفاده هايي مي كنيم؟ براي پاكيزگي هوا، براي گردش و توزيع و استراحت. براي ساختن ميز و صندلي و تخت خواب و كمد، اگر جنگل نباشد، خاك با باران شسته مي شود و از بين مي رود. بادهاي تندي كه مي وزند ممكن است همه چيز را ويران كند.  

درست و نادرست

1 – جنگل ها نمي گذارند خاك به وسيله باران شسته شود. درست
2 – درست ، استفاده كردن از جنگل يعني اصلاً درختان جنگل را قطع نكنيم. نادرست
3 – براي تهيه كتاب فقط از چوب درختان جنگل استفاده مي كنند. نادرست  

  واژه آموزي :

مي گوئيم يكي بود يكي نبود غير از خدا هيشكي نبود.
مي نويسيم : يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچ كس نبود.
مي گوئيم : دارم به خونه مي رَم .
مي نويسيم : دارم به خانه مي روم.  

  حالا بگو :

مي گوئيم : اونا دارن كتاب مي خونن.
مي گوئيم اگه گفتي ، دو دو تا چن مي شه؟
مي نويسيم :‌آنها مشغول خواندن كتاب هستند.
مي نويسيم : اگر گفتي :‌دو دو تا چند تا مي شود؟
يا آنها دارند كتاب مي خوانند.  

 نكته :

وقتي مي گوئيم زرّين يعني چيزي كه از جنس يا رنگ زرد (طلا) باشد.
وقتي مي گوئيم ميله هاي آهنين يعني ميله هايي كه از جنس آهن باشد.  

 حالا بگو :

بلورين يعني ظرفي كه از جنس بلور باشد.
پشميين يعني پارچه اي كه از جنس پشم باشد.
چوبين : وسيله اي از جنس چوب باشد.  

بگرد و پيدا كن :
1 – وسايلي كه ازچوب درست مي شود. قايق ، خانه هاي جنگلي، كوه ، صندلي، تخت خواب

 2 – كلمه هاي تازه اي كه در درس آمده است. مانع ، انبوه، وسيع، غرش، زوزه ي، سكوت، كيلومتر، بازيگوش، مشغول، گرگون ها ، تفريح ، قايق، مواظبت  

 3 – كلمه هاي تشديد دياري كه به درس مي بيني خرگوش، مواد سمي  .

 

فصل هشتم ، هنر و ادبيات       درس بيستم : خاركن و حاتم طايي

 گوش كن و بگو :
1 – از حاتم طايي چه پرسيدند؟ از خود بزرگ همت تر در جهان ديده يا شنيده اي؟  

 2 – چرا حاتم طايي، پيرمرد خاركن را از خودش جوان مردتر مي دانست؟ زيرا پيرمرد خاركن عقيده داشت كه هر كس بايد خودش كار كند و از دسترنج عمل و زحمت خودش روزي بدست آورد و او برسر سفرحاتم نيز حاضر شد.  

 3 – در كتاب گلستان و بوستان چه چيزهايي هست؟ خاطرات، حكايت ها و اشعار سعدي در اين دو كتاب جمع آوري شده است

 درست ، نادرست

1 – مرد خاركن دعوت حاتم را پذيرفت. نادرست
2 – سعدي گلستان و بوستان را در شيراز نوشت . درست
3 – جوان مردي فقط به اين است كه بخشنده و مهمان نواز باشي. نادرست
4 – سعدي از افتخارات ملي و ديني ما ايرانيان است. درست  

 واژه آموزي :

حكايت ها : داستان هاي كوتاه يا بلندي هستند كه از خواندن يا نوشتن يا شنيدن آنها لذت مي بريم و چيزهاي تازه اي ياد مي گيريم. حاتم طايي و خاركن هم يك حكايت است. و اما حتماً در روان خواني سال گذشته و امسال داستان هايي را خوانده ايد كه موجودات عجيب و غريب مانند ديو و اژدها در آنها باشد به اين دوستان ها افسانه مي گويند.  

 نكته :

معني كتاب ها مانند شاهنامه فردوسي و بوستان سعدي فقط شعر هستند. بعضي كتاب هم به صورت نثر هستند.نثر نوشته اي است كه به صورت شعر نباشد. اما كتاب هايي هست كه در آن نظم و نثر با هم آمده است. مانند گلستان سعدي.  

 بگرد و پيدا كن :
1 – پاسخي را كه مرد خاركن به حاتم طائي داد. هر كه نان از عمل خويش خورد منت حاتم طايي نبرد  

 – كلمه هايي را كه در پايان آنها «ان» جمع آمده است. ايرانيان  

 

درس بيست و دوم : مداد رنگي ها

 گوش كن و بگو :
1 – از كدام قسمت درس مي فهمي كه نقاشي بهزاد درباره بهار بوده است؟ آبي به نقاشي اشاره اي كرد و گفت : «ببينيد، چند كوه بلند كه برف هايشان آب شده است. خورشيدي كه در وسط آسمان مي خندد. يك خانه بزرگ با چند پنجره ي باز و درختان بلندي كه چند تا گنجشك روي شاخه هاي آن نشسته اند.  

2 – چرا كسي كه نقاشي مي كشد تنها نيست؟ زيرا دوستاني مانند مداد رنگي هاي رنگارنگ و زيبا را در كنار خود دارد و كسي كه نقاشي مي كشد مي تواند به اين وسيله حرف هايش را به ديگران بزند.  

 درست ، نادرست

1 – بهزاد براي بازي كردن به حياط رفته بود كه سرما خورد. نادرست
2 – قرار بود بهزاد نقاشي اش را به نمايشگاه مدرسه ببرد. درست
3 – بهزاد نقاشي بهار را در فصل زمستان كشيد. درست  

واژه آموزي :‌

او خيلي افسوس خورد.
او غذا خورد.
توپ به تور دروازه خورد.
شير فريب خرگوش را خورد  

 آيا خورد در همه جمله ها به يك معني است ؟ آيا براي خوردن معناي ديگري مي داني ؟ خير  

 به نظر شما افسوس خوردن چه نوع خوردني است؟ يعني احساس حسرت و پشيماني كردن  

  نكته :

گاهي در داستان ها و شعرها چيزهاي بي جان مثل انسان ها گفت و گو مي كنند. مانند مدادرنگي هاي بهزاد كه با يكديگر گفتگو كردند.  

 بگرد و پيدا كن :
1 – كلمه هاي تازه اي كه در درس آمده است. قدهاي كوتاه ف حلقه زدند، خيره، حيف‌، اشاره اي ، نمايشگاه، افسوس ، اين طور، بهزاد ، تقصيري ، شوق ، به هر حال ، ناخوش ، مشكلي ، مهلت، مشكلي، بي دليل، وسيله اي ، مجّله ، خوابشان، حالت ، خوابش.  

 2 – جمله هايي را كه مداد رنگي ها از بهزاد حمايت مي كنند.

1- زرد گفت : بهزاد كه تقصيري نداشت. آن قدر شوق و ذوق داشت كه اصلاً فكر نمي كرد وقتي در حياط نقاشي مي كشد ممكن است سرما بخورد.
2 – آبي گفت : آهسته تر صحبت كنيد. مگر نمي بينيد كه بهزاد ناخوش است ممكن است از خواب بيدار شود.
3 – زرد گفت : راست مي گويد : بهزاد دوست ماست او هميشه از ما مواظبت مي كند و ما را بي دليل نمي تراشد. حتي اگر خيلي كوتاه بشويم، ما را دور نمي اندازد و از ما استفاده مي كند.
4 – قهوه اي گفت : من هيچوقت نديدم كه كاغذ روي نقاشي ، مجله يا كتاب بيندازد و چيزي را كه زير كاغذ مي بيند، مي كشد.  

پایان

 

 تهیه وگردآورنده:علی حسین صیامی کلیبر

سرگروه پایه ی سوم 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 19:57  توسط علی صیامی |